تبليغاتX
دردودل

دردودل

دیشب تو را به مستی تشبیه به ماه کردم                                   بهتر ز ماه بودی من اشتباه کردم

بی تو ای دوست دنیا زندان من است                           گر تو باشی در برم زندان گلستان من است

ای عشق همه فسانه از توست                                   من فاشم و این ترانه از توست

وین زمزمه نسیم صبحگاهی                                        وین نغمه بی ترانه از توست

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 8:56  توسط صادق  | 

تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست ،               امر کن تا که بمیرم ، به خدا می میرم !

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز ، فرو ریخت پرها نکردیم پرواز ، ببخشای ای روشن عشق بر ما ، ببخشای !

ما از آن پاک دلانیم که ز کس کینه نداریم ، یک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریم .

کاش زندگی در برگ درخت جاری بود ، آنگاه تا بهار بود می خندیدیم و بعد به امید پاییز می نشستیم .

عاشق شدن الکی نیست ، عشق است که عاشقی را به وجود می آورد .

آره دنیا بنویس از شبای بی ستارم بنویس ، از چشای غم گرفتم بنویس ، از دل شکسته ی من بنویس ، از گریه های عاشقانم بنویس ، روی ابرها بنویس ، روی موج آبی هر دل تنها بنویس ، بنویس عاشق بود تنها بود

 نگاه کن ! همیشه بین زمین تا ماه فاصله ایست که به نگاه کردنش می ارزد .
 سقف آرزوهایت را تا جایی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی .

خوشبختی به کسانی روی می آورد که برای خوشبخت کردن دیگران می کوشند .

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست ، آنجا که باید دل یه دریا زد ، همین جاست !

آروم باش ! با توکل و تفکر که او زودتر از تو دست به کار شده ، سپس آستین ها را بالا بزن ، آنگاه دستان خداوند را می بینی .

هیچ چیز نمی تواند بر عشق حکومت کند ، بلکه این عشق است که حاکم بر همه چیز است . (لافونت)

عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس ، قصاص زندگی را دید ، شلاق زمانه را خورد ، ولی عبرت نگرفت !

با گفتن اینکه : یافتن عشق غیر ممکن است ، مانع ورود عشق به زندگی خود نشو ، سریع ترین راه دریافت عشق ، بخشیدن آن به دیگران است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 16:37  توسط صادق  |